دوشنبه 7 مرداد 1387

بخوان عارف

   نوشته شده توسط: علی زاهدی    نوع مطلب :عمومی ،

من خواستار جام می از دست دلبرم
این راز با که گویم و این غم کجا برم


جان باختم بحسرت دیدار روی دوست
پروانه دور شمعم و اسپند آذرم


این خرقه ملوث و سجاده ریا
آیا شود که بر در میخانه بر درم


گر از سبوی عشق دهد یار جرعه ای
مستانه جان ز خرقه ی هستی در آورم


پیرم ولی بگوشه چشمی جوان شوم
لطفی که از سرا چه آفاق بگذرم