تو دلم هستی
محبت و دوستی
تورک ائلیمین قهرمانی
دل که ارامش دارد
شعری هستش که یکی از دوستان برام هدیه کردند شاید قبلا دیدید یا شنیدید
تقدیم به جا معه زن ذلیلان الهی به مردان در خانه ات به آنانکه با امر «روحی فداک» آنانکه از بیخ و بن ذی ذیند به آنانکه مرعوب مادر زنند به آن شیر مرد ان با پیشبند به آنانکه در بچه داری تکند به آنانکه بی امر و اذن عیال به آنانکه با ذوق و شوق تمام به آنانکه دارند با افتخار به آنانکه دامن رفو می کنند به آنانکه در گیر سوزن و نخند به آن قرمه سبزی پزان قدر الهی به آه دل زن ذلیل به تنهای مردان که از لنگه کفش که ما را بر این عهد کن استوار به زی ذی جماعت کن نما لطف خاص | به آن زن ذلیلان فرزانه ات نشینند وسبزی نمایند پاک شب و روز با امر زن می زیند ز اخلاق نیکوش دم می زنند که در ظرف شستن به تاب و تبند یلان عوض کردن پوشکند نیاید در از جیبشان یک ریا به مادر زن خود بگویند :مام نشان ایزو... نه"زی ذی نه هزار" ز بعد رفویش اتو می کنند گرفتار پخت و پز مطبخند به آن مادران به ظاهرپدر به آن اشک چشمان "ممد سبیل" چو جیغ عیالاتشان شد بنفش از این زن ذلیلی مکن برکنار نفرما از این یوغ ما را خلاص |
می خوام بگم هنوز هم دوستت دارم
من هنوزم تو رو می خوام
من هنوزم تو رو می خوام ٫ مثل روزهای گذشته
مثل روزهایی كه دیگه واسه هیچكس بر نگشته
من هنوزم تو رو می خوام ٫ تو یه عشق موندگاری
هیچكس جاتو نمی گیره ٫ آخه تو لنگه نداری
من هنوزم تو رو میخوام ٫ حتی تا لحظه مردن
آخ چقدر سخته كه بی تو ٫ دل به زندگی سپردن
من هنوزم تو رو می خوام ٫ واسه من تو آسمونی
لحظه های خوب پرواز ٫ تو كنار من می مونی
من هنوزم تو رو می خوام ٫ هنوزم تا همیشه
آنالار گونی
سلام دوستان> امیدوارم که با ترجمه کردن این اشعار از من راضی بوده باشید
چون از من خواستین که تر جمه کنم هر چند که در زبان تورکی کلماتی هست که به
فارسی ترجمه نمی شه ولی سعی کردم معادل آن را براتون بنویسم اگه اشکالی
می بینین منو حتما در جریان بذارین ممنون میشم
آنالار گونی
آنا جان دنیانین آغریسین غمین
مادرم درد و غم دنیا را
بوزار میش ساچوندا عیان گؤرموشم
در زلفهای سپید تو دیده ام
سویوق آه چکنده ، اورکدن درین
وقتی از ته دل آه سردی می کشی
دونیانی چولقایا طوفان گؤرموشم
در دونیا طوفانی عظیم دیده ام
دئییرم گوره سن هانکی طالعین
میگم در کدوم خانه بخت
شومچا قایداسینین اوسته دوغولدون
خانه نئس به دنیا اومدی
یانیرام گؤره نده ، بو کولوب بئلین
میسوزم وقتی می بینم ، کمرت خم شده
آغ بیر گؤیرچین ، تک چنده بوغولدون
مثل کفتری سفید در تنهایی خفه شدی
اوزیون قیر یشی ،زاماندان دئییل
آن چروک داشتن روی تو از زمانه نیست
آجی فلاکتدن، نشاندیر آنا
از فلاکت سخت و تلخ ، نشان است مادر
گؤزیون تور چکن ،چن دومان دئییل
آنی که به چشم تو تور کشید ابرها ی کوه ها نیست
آغلاما غدان گلن زیاندیر آنا
از گریه کردن هر چه بیاد زیان دار مادر
ایندیکی آنالار گونی چاتیبدیر
الان که روز مادر رسیده
سنه جان تحفه سی وئر سمده آزدیر
به شما جانم را اگه هدیه بدم باز هم کم هست
قات قات اورگونده آرزی یاتیبدیر
در لایه لایه ی دلت آزرو هایی خوابیده
سینه ن ساوالاندیر ، گؤزون آرازدیر
سینه تو مثل ساوالانهست ،چشمت مثل آراز
چوروتدون عمریوی بیز لرین اوسته
عمر ت را بخاطر ما تباه کردی
مهربان گؤزیوه ، قوربانام آنا
قربانم به چشمهای مهربانت مادر
سنه غلام اوللام اؤزوم پیوسته
به تو غلام میشم همیشه
مین یول باش ایره م ، سن تک انسانا
هزاران بار سرم را خم می کنم برای انسانهای مثل تو
ناقابیل تحفه می ، قبول ائیله سن
تحفه نا قابلم را قبول کن مادر
قاریشقانین شاها نه یی وار وئره
مورچه چه دارد که به شاه هدیه دهد
ایسته سون گؤزومی ، هدیه وئریم من
اگه چشمهایم را بخوای هدیه میدهم
اوگول قدملرین ،التدا سریئره
می افتم زیر قدمهایت
سنین قانادینلا ، اوچور «اولادین»
با پر های تو پر می کشد«اولادین»
سنسیز بو دونیا دا ثروتی یوخدور
بدون تو دنیا ثروتی نداره
سنسیز بیر یتیمدیر آنا سوراغلی
بدون تو یتمیم است سراغ مادر را گرفتن
آنا سیندان بؤیوک نعمتی یوخدور
نعمتی بزگتر از مادر نیست
مادرم وخواهرم روزت مبارک
تقدیم به مادران بهشتی
سئحر ائدن سیما
سلام دوستان> امیدوارم که با ترجمه کردن این اشعار از من راضی بوده باشید
چون از من خواستین که تر جمه کنم هر چند که در زبان تورکی کلماتی هست که به
فارسی ترجمه نمی شه ولی سعی کردم معادل آن را براتون بنویسم اگه اشکالی
می بینین منو حتما در جریان بذارین ممنون میشم
سئحر ائدن سیما
هانکی مجنونون عزیزیم سن کیمین لیلا سی وار؟
عزیزم کدوم مجنون لیلایی مثل تو داره؟
هانکی بیر عشق اهلینین زولفون قده ر سئوداسی وار؟
کدو م یک از اهل عشق به اندازه زلفت سئودا داره؟
هانکی بیر سوز تشنه سین ،سوز صحبتین جذب ائیله مز؟
به کدوم تشنه حرف ، حرفها و صحبتهای توجذب نکنه؟
هانکی نقّالین حدیثین تک شیرین رویاسی وار؟
کدوم داستان گو «نقال» رویای شیرینی مثل حدیث تو داره؟
هانکی عرفان اهلینی شهد لبین مست ائیله مز؟









